کد خبر: ۱۳۷۸۰
۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۰
از ايتاليا كه برگشتم، عكس‌ امام و شهدا را داوطلبانه مي‌كشيدم

از ايتاليا كه برگشتم، عكس‌ امام و شهدا را داوطلبانه مي‌كشيدم

محمدجواد بذرافشان نقاش است و در ایتالیا درس خوانده او بیش از ۵ دهه است که این هنر را دنبال می‌کند. او نقاش انقلابی است و برای تظاهرات سال‌های بعد از انقلاب تصویر امام را نقاشی می‌کرده است.

مي‌تواند درخت‌هاي زيادي را در مغازه‌اش جمع كند، همراه با كوه‌ها، پرنده‌ها و صحراها. حتي مي‌تواند آدمي متعلق به قرن‌ها پيش را، جلوي چشمش حاضر كند. روي درِ شيشه‌اي مغازه‌اش، كاغذي را مي‌بيني كه روي آن نوشته: من هستم، در بزنيد. اما وقتي سرت را مي‌چسباني به شيشه تا داخل را نگاه كني، كسي را نمي‌بيني. او آن بالاست. طبقه دوم، روي چهارپايه‌اش كنار پنجره نشسته و دارد هر آنچه را مي‌خواهد، روي بوم جان مي‌دهد.

 

نيم قرن زندگي با رنگ‌ها

محمدجواد بذرافشان، ابتدای کوچه عبادی ۹ در محله راه آهن مشهد چند قدم مانده تا میدان شهدا، یک مغازه دو‌نبش دارد که روی شیشه‌هایش نوشته شده‌است: قاب و تابلو. اما وقتی وارد می‌شوی، بیشتر با یک گالری مواجه‌ می‌شوی تا مغازه. تابلوهایش را آویزان کرده به دیوار‌ها و اگر پشت میزش نشسته باشد، احتمالاً مشغول بستن قابی چوبی برای تابلوی یکی از مشتری‌هاست. خودش می‌گوید: چند سالی بیشتر نیست که قاب‌سازی را انجام می‌دهم، اما قریب ۵۰ سال است که پیشه‌ام نقاشی است.

 

پرتلاطم اما آرام

او متولد ۱۳۲۸ و دانش‌آموخته رشته نقاشی از دانشگاه پروجا، در شهر پروجای ایتالیاست. زندگی پرفراز و نشیبی داشته، اما مطمئناً آرام، زیرا با دلش روزگار را گذرانده است. می‌توانسته در دانشگاه نقاشی تدریس کند ولی به گفته خودش از این کار پرهیز کرده است تا برای خودش آزادانه کار کند.

او متولد ۱۳۲۸ و دانش‌آموخته رشته نقاشی از دانشگاه پروجا، در شهر پروجای ایتالیاست

حالا در طبقه دوم مغازه‌اش، آموزشکده دارد. در مدت زمانی که با او گفت‌و‌گو می‌کنم، خانمی از اهالی منطقه داخل می‌آید و شرایط کلاس‌ها را برای دخترش می‌پرسد. آقای بذر‌افشان پاسخ می‌دهد: یک روز در میان، خانم‌ها و آقایان را در نوبت صبح آموزش می‌دهم.  او ۱۰ سال است که در خیابان عبادی مغازه دارد و هنرجویان بسیاری از این منطقه، زیر نظر او طراحی و نقاشی را آموخته‌اند.

 

تابلوی نقاشی در کفاشی!

خودش از ۱۳ سالگی می‌شود شاگرد غدیر صباغیان در هنرکده او که مقابل سینما آسیا بوده است. از همان زمان شروع می‌کند به نقاشی کشیدن و تابلوهایش را به فروش می‌گذارد. نبودن امکانات، برای روح مشتاق بی‌معنی است، می‌گوید: به‌منظور تحصیل در رشته نقاشی، به تهران رفتم و دیپلم هنرستان گرفتم.

بعد که به مشهد برگشتم، رشته مکانیک را در هنرستان شهید بهشتی، به‌صورت شبانه خواندم، چون می‌خواستم برای امرار معاش هم، حرفه‌ای یاد بگیرم. آن زمان اهمیت زیادی به هنر داده نمی‌شد و تابلو‌های نقاشی را  برای فروش باید به پارچه‌فروشی‌ها یا کفاشی‌های معتبر می‌بردم. من تا سال ۴۸، همچنان شاگرد صباغیان بودم.

از ايتاليا كه برگشتم، عكس‌ امام (ره) و شهدا را داوطلبانه مي‌كشيدم

 

نقاش انقلابي

در طول مدت گفتگویم با این هنرمند، مشتری‌ها می‌آیند و می‌روند. علاوه بر آنها، هرازگاهی دوستان و کاسبان محله به مغازه‌اش سرمی‌زنند تا در کنار او دقایقی را به هم‌صحبتی بگذرانند؛ هرچند به دلیل گفتگوی ما، به ناچار آنجا را ترک می‌کنند. رابطه صمیمانه او با دوستانش و اهالی کاملاً مشهود است و برخوردش با مشتریان، محترمانه و از سر تواضع است.

بذرافشان برگه‌هایی را از داخل کشوی میزش بیرون می‌آورد و نیز چهار عکس قدیمی کوچک را که در کنار هم چسب خورده‌اند. می‌گوید: این تصویر امام است که من در سال ۵۹ و برای تظاهرات سال‌های اول بعد از انقلاب، نقاشی کرده‌ام. طولش حدوداً هفت‌متر است، بزرگ‌ترین نقاشی‌ای که تا آن زمان از امام کشیده شده بود. تازه از ایتالیا برگشته بودم و دلم می‌خواست من هم میان شور و هیاهوی مردم، سهمی داشته باشم.

 

عجين با رنگ‌ها...

جوان بوده که به‌عنوان مربی رشته مکانیک در مرکز تعلیمات حرفه‌ای مشهد، استخدام می‌شود؛ یعنی همین مرکز فنی و حرفه‌ای امروز. هم‌زمان در آزمون سازمان ملل وزارت کار، شرکت می‌کند و قبول می‌شود. او بیان می‌کند: سال ۵۳ بورسیه تحصیلی ایتالیا را گرفتم و به شهر تورینو رفتم تا رشته مکانیک را در دانشگاه ادامه بدهم. در همان حین، برای دانشگاه هنر هم آزمون دادم و براساس دانسته‌ها و اطلاعاتم، طبق مقررات دانشگاه، به‌عنوان ورودی سال سوم دانشگاه هنر پذیرفته شدم. چند واحد درسی را هم گذراندم، اما با تمام شدن تحصیلاتم در رشته مکانیک، سال ۵۶ بود که به ایران برگشتم.

این هنرمند که زندگی‌اش همیشه با رنگ‌ها و طرح‌ها عجین بوده است، بعد از بازگشت به ایران تصمیمی می‌گیرد: از وزارت کار، مرخصی بدون حقوق گرفتم و همراه همسر و دو فرزندم دوباره به ایتالیا رفتم تا یک‌سال و نیم دیگر در رشته نقاشی تحصیل کنم. بعد از آن بیشتر از یک‌سال دیگر هم آنجا ماندیم و در سال ۵۹ بود که برای همیشه به ایران برگشتم.

 

براي نمايش عموم

ديگر برگه‌هاي روي ميز را نگاه مي‌كنم. تقدير نامه‌هايي است كه در نمايشگاه‌هاي مختلف گرفته است. او كه هيچ‌گاه، هنرش از جامعه جدا نبوده، مي‌گويد: آثارم را در نمايشگاه‌هاي مختلفي كه اداره ارشاد در داخل و خارج از كشور برگزار كرده است، شركت داده‌ام و اين‌ها تقديرنامه‌هاي دريافتي از نمايشگاه‌هاست. او همچنين به ياد‌مي‌آورد كه در ايتاليا هم، دو بار آثارش را در نمايشگاه‌هاي گروهي ارائه كرده است.

 

پركار اما بي‌توقع

خاطرات روزهاي انقلاب هنوز در ذهن او جان‌دار است، درست مثل طرح‌هاي روي تابلوهايش: بعد از بازگشت به ايران، از طرف وزارت كار، مامور به خدمت در سپاه شدم و همكاري‌ام را با بسيج و سپاه شروع كردم. بيشتر طراحي‌هاي سپاه دست من بود و افتخاري و بدون دريافت دستمزدي، عكس شهدا و امام(ره) را مي‌كشيدم. حتي هزينه بوم و وسايل نقاشي را هم خودم تأمين مي‌كردم. دلم مي‌خواست هركاري از دستم برمي‌آيد انجام دهم. حتي بازسازي ساختمان پادگان بسيج مستضعفين را كه در آخر نخريسي بود، من انجام دادم.

 

خلوتي در ميان جمع 

‌می‌گویند زندگی هنرمندان غیرقابل پیش‌بینی است، مثل این قسمت از زندگی نقاش خیابان عبادی: به دلایل شخصی و نیز به‌خاطر اینکه روحیاتم با کارمندبودن سازگار نبود، در سال ۶۵، از فنی و حرفه‌ای استعفا دادم و مغازه‌ای برای خودم در خیابان احمدآباد زدم. بعد‌ها که شهرداری به دلیل عقب‌نشینی، آنجا را خراب کرد، به این منطقه و نزدیک به مرکز شهر نقل مکان کردم.

 

از ايتاليا كه برگشتم، عكس‌ امام (ره) و شهدا را داوطلبانه مي‌كشيدم

 

طبيعت و تبعيض

محمدجواد بذر افشان، كارهاي حرفه‌اي و ماندگارش را شب‌ها و در منزلش انجام مي‌دهد. درباره سوژه‌هايش مي‌گويد: من بيشتر، نقاش طبيعت‌گرا هستم و براي پيداكردن سوژه، بادوستانم به طبيعت اطراف مشهد مي‌روم. غير از طبيعت در كارهايم، دغدغه نشان‌دادن تضاد طبقاتي را دارم. به سوژه‌هاي فولكلوريك هم مي‌پردازم.

 

تابلويي براي خود

دو نمونه از کارهایش در دهه ۶۰، با شمارگان میلیونی به‌صورت پوستر درآمده است. اولی طرح نمادینی از تظاهرات مردمی بوده که با هزینه شورای اصناف پوستر شده است و دیگری نیز که از طرف حوزه هنری تهران به چاپ رسیده، جنگ و خونریزی آمریکا را به تصویر کشیده است. این هنرمند عنوان می‌کند: با این دو نقاشی بیشتر از بقیه آثارم ارتباط برقرار کرده‌ام.

 

*این گزارش یکشنبه، ۲۸ آبان ۹۱ در شماره ۳۰ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44